دلنوشته

تفاهــم به معــنای درک کـــردن نیست
بلکه به معنای تـوانایـی تحـمل تفـاوتهـاست .....!

 

چه رسم جالبی است،
محبتت را میگذارند پای احتیاجت،
صداقتت را میگذارند پای سادگیت،
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،
... ... و وفاداریت را پای بی کسیت،
و آنقدر تکرار میکنند که خودت
باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج....!!!

 

شنیــده بودم که "خاک سرد است".
ایـــن روزها اما انگار آنقـــدر هوا ســـرد است،
که زنــده زنــده فراموش می کنیــم یکدیگـــر را...

 

گاهی ارزش واقعی یک لحظه را تا زمانی که به یک خاطره تبدیل شود نمی‌فهمی ...

 

خدایا!
من اینجا ...
دلم سخت معجزه می خواهد و
تو انگار
معجزه هایت را
گذاشته ای برای روز مبادا !

 

پرواز کن آنگونه که می خواهی و گرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند ...!

 

گاهی سکوت ، همان دروغ است . کمی شیک تر ، روشنفکرانه تر و با مسئولیت کمتر!

 

خدایا.....جایی بهتر از بهشت خلق کن
برای زیر پای مادرم می خواهم...

 

/ 7 نظر / 8 بازدید
زهرا

سلاااااااااااام سمانه جان مدتهاست نوشته هاتو میخونم.2سالی میشه.(اما در خاموشی) خ خوب مینویسی. راستی عروسیت مبارک[گل]

آدم بزرگ

گاهی گم می شوم . بهتر بگویم : گاهی گمش می کنم ؛ خودم را ... و می روم که فراموش کنم که بودم؟ کجا بودم؟ و چه فراز و نشیب هایی را پشت سر گذاشته ام تا این شدم؟ ...................... سلام با اندکی تاخیر دعوتید به مهمانی دلنوشتی دیگر ... قدم روی چشم ما بگذارید (من و دلنوشت ها)

مهدی(پسرآرزوها)

سلام آبجی سمانه خــــــــــوبی ؟[قلب] پستت واقعا قشنگ بود ولی من واقعا هنوز نمی تونم پرواز کنم ، همچنان شاید دارن پروازم میدن [ناراحت] برام دعا کن[گل]

آدم بزرگ

سلام علیکم . هنوز با ما قهرید ...؟؟؟

حمید

سلام.خوبی سمانه خانوم؟همه چی آرومه؟ببخشید این چن وقته نبودم .ممنون که به یادم بودی[گل] تشریف بیارین در خدمتیم